مرتضى مطهرى

953

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

بالاخص دربارهء خاتم پيامبران مىفرمايد : فاوحى الى عبده ما اوحى ( نجم / 10 ) . اكنون ببينيم به چه دليل و از چه راهى مىتوانيم چنين هدايتى را در موجودات اثبات كنيم ؟ راه اثبات آن ، « ابداع و ابتكار » است . هر جا كه نوعى ابتكار ديده مىشود دليل بر وجود هدايت نوع دوم است . لازمهء جبرى ساختمان منظم مادى اشياء ، « كار منظم پيش بينى شده » است ولى ابداع و ابتكار نمىتواند محصول سازمان مادى و حركات پيش بينى شده باشد . ابداع و ابتكار نشانهء وابستگى به آينده و عدم وابستگى كامل به گذشته است . يك ماشين حساب ممكن است آنچنان منظم ساخته شود كه عمليات جمع و تفريق و ضرب و تقسيم را دقيقا انجام دهد ، يعنى نظم ساختمانى ماشين مىتواند چنين خاصيتى را به وجود آورد ، اما هرگز يك ماشين حساب قادر به ابداع و ابتكار يك قاعدهء رياضى نيست . همچنين يك ماشين ترجمه مىتواند دقيقا سخنان يا نوشتهء يك نفر را ترجمه كند ولى هرگز نظم دقيق آن ماشين قادر به تصحيح اشتباه گوينده نخواهد بود . اثبات و نفى چنين هدايتى در جمادات اندكى دشوار است ؛ اما در نباتات و حيوانات و انسان ، يعنى آنجا كه پاى حيات به معنى مصطلح در ميان است ، دشوار نيست . وارد بحث جمادات نمىشويم ، همين قدر مىگوييم كه عمومىترين نيروى حاكم بر اجسام و اجرام جهان نيروى جاذبه است ، ولى نيروى جاذبه چيست ؟ آيا نيروى جاذبه خاصيت ذاتى جرم است نظير بعد داشتن و ساير خواص ضرورى هندسى كه غير قابل انفكاك از اجرام و اجسام است ، يا اينكه نيرويى است كه به موجودات داده شده و احياناً ممكن است اجرام از اين نظر بميرند يعنى در حالتى فرو روند كه اين خاصيت تنظيم كنندهء حركات آنها از ميان برود ؟ اين مطلبى است كه نفياً و اثباتاً نمىتوان به آن پاسخ داد ولى خود نيوتن ( Newton ) كه مكتشف اين قانون است مىگويد : من همين قدر مىدانم كه رابطه‌اى ميان اجرام هست كه همديگر را به نسبت خاص [ جرم ] و فاصله به سوى يكديگر مىكشند ، عجالتا نام آن را « نيروى جاذبه » مىگذارم اما حقيقتش چيست ، نمىدانم .